برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
شبی مست در کنجی
زنگی،
شماره ی خاصی؛
و تنها یک جمله :
منم احسان!
و بعد چند بوق که میگفت :
تلفنت را رد کرده.
و این ماجرای شبی بود که من فکر میکردم می توانست بهترین شب بین این همه بدبختی این چند مدتم باشد .
ا.م
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
بعد رفتنت خاک کردم.
اینکه الان سر سختم...
تمامش کار چشمات بود.
چه دیونگی ای دارم...
چه عشقی بعد رفتنت.
تمام شب های بی تو رو ...
دارم سراب می بینم.
ا.م (سرگرشته)
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
فقط!
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56
برچسب: نویسنده: مریم رستمیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 22:56